ملا محمد مومن كرمانى
138
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
نه ساز و نه آواز ، نه باده نه نگارى * اينجا خبر شوم و لاشيى خبرم داد برخاستم اندر طلبِ نام و پى نان * اين دفعه ضلال آمد و از غَى خبرم داد ويران شدنِ خانه ز بيگانه و از خويش * از سستى اين قائمه و پى خبرم داد برگشتم و در بستم و در خانه نشستم * تا صلحِ عمومى به چسان ؟ كى ؟ خبرم داد پس از همه جا باخبرم - گر كه بگويم * جشن سده از طى شدن دى خبرم داد گر مجد كند دعوى پيغمبرىِ نطق * بپذير و بگو ناطقهء وى خبرم داد هركس كه چنين چامه شيوا بتواند * از مجد « پرى « 1 » جامه زيبا بستاند » او در اواخر عمر ، به اجبار ناچار شد به كرمان بيايد ، و چند صباحى ، نوعى وكالت - البته نه وكالت مجلس ، بلكه وكالت محاكمات عدليه - را داشته باشد . « 2 » اتفاقا در همين كار هم ، باز سروصدائى راه انداخته بود . در
--> ( 1 ) - پرى به زبان فرانسه - جايزه Prix . ( 2 ) - دوست و همكار ما آى عبد الكريم اصفهانيان - كه اصلا كرمانى است - در مورد محاكمات آخر عمر مجد الاسلام نظرى ديگر دارد . او گويد : حاج محمد حسين طهرانى - مشهور به اصفهانى ، جدّ خاندان اصفهانيان كرمان - از ثروتمندان بود و داماد حاج عبد الحميد تاجر اصفهانى ، او قريهء علىآباد را - كه ملك حاج عبد الحميد بود - اداره مىكرد ، حاج عبد الحميد شريك حاج امين الضرب بود و در اثر مطالباتى كه در كرمان داشتند ، اين علىآباد هم سهم آنها شده بود ، ولى مرحوم مجد عقيده داشت كه اين همان علىآبادى است كه جدّ او وقف مدرسه كرده بوده است . محاكمات اينها 35 سال طول كشيد ، و آخر كار حريف مدعى مجد شد ، البته -